![]() |
![]() |
|
| خواستم در مصرف عقل صرفه جویی کنم ؟؟؟عاشق شدم...... |
از حادثه ترسند همه کاخ نشینان ما خانه به دوشان غم سیلاب نداریم ما چون زدری پای کشیدیم.................کشیدیم امید ز هرکس که بریدیم ...........بریدیم دل نیست کبوتر چو برخاست نشیند از گوشه ی بامی پریدیم..............پریدیم
بودیم و کسی پاس نمیداشت که هستیم باشد که نباشیم و بدانند که بودیم؟؟؟؟
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 10:21 توسط tina |
|
|
بزرگترين حادثه:تولد.......
شبهای جمعه که میاد بیای سر مزار من به زیر خاکم و هنوز نرفتی از خیال من
دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم به جای دسته گلی که فردا بروی گورم میگذاری امروز مرا با دوستیت یادم کن |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 20:3 توسط tina |
|
![]()
عشقشون باشن و در آرزوی دیدنه عشقشون هستن خاطر من همه شب ماتم بود کاش کحظه ای با من می بودی آن لحظه به خدا قسم لحظه ی شادم بود آن شادی را ندیدم هرگز من آن شادی همه در فکرم بود تجربه ی بی مهری مرگ من است این گفته کلام آخر بود کاش میگفتی حرفی که رازت بو که همه دردم در رازت بود کاش میگفتی حرف دلت را ولی این حرف دل صدای نازت بود این نگفتن ارزش غم را نداشت غم من نگفتن رازت بود
شب است در دلم غوغاست |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 18:44 توسط tina |
|
|
بر غصه میخندم
با ياد تو زيبا من در شب ترديد در كنج اين زندان درهاي نوميدي را آسوده مي بندم
یادمون باشه که هیچکس را امیدوار نکنیم بعد یکدفعه رهایش نکنیم چون خرد میشه و آهسته میمیره یادمون باشه که قلبمونو همیشه لطیف نگه داریم تا کسی که بهش تکیه کردپشتش درد نیاد یادمون باشه که هیچ کسی رو بیشتر از چند روز چشم به راه نذاریم چون امکان داره زیاد نتونه طاقت بیارهیادمون باشه اگه کسی گفت دوستمون داره نگیم برو فراموشم کن چون با اینکار زند گیشو ازش می گیریم
گوش کن! وزش بی رحم تنهایی رادر شهر وجود پر افسوسم. می شنوی؟من غریبانه در این ظلمت صدا می کنم تو را تا شاید دمی روح فسرده ام با کلام گرمی بخش همراهی چون تو آرامش گمشده ام را باز جو یدمنتظرت خواهم ماند تابیایی خرامان و پایان بخشی شب تاریک مرا
دلم می خواهد کوچه های دلتنگی و غربت را با سیل اشکهایم ویران کنم تا در دنیاحسرت و غمی نباشد که تو را اندوهناک ببینم . چرا که من و دل در کوچه های دلتنگیو غربت سالها قدم زدیم تا تو را یافته ایم و امیدی دوباره گرفته ایم
دوستت دارم
گناه من, بزرگترين گناه من دوست داشتن تو بود
اخرین برگ سفرنامه باران این است: که زمین چرکین است.....
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم دی 1385ساعت 11:34 توسط tina |
|
|
روزي كه مي گفتي من با تو مي مانم روزي كه دانستي من بي تو ميميرم روزي كه با عشقت بستي به زنجيرم بازنده من بودم اين بوده تقديرم خوش باوري بودم پيش نگاه تو هر دم ز چشمانت خواندم كلامي نو عاشق نبودي تو من عاشقت بودم در قبله گاه عشق بودي تو معبودم آرام و آسوده در خواب خوش بودي يك لحظه من بي تو هرگز نياسودم من با نفس هايم نام تو را بردم كاش اي هوسبازم با تو نمي ماندم عشق تو چون برگي در دست طوفان بود دل كندن و رفتن پيش تو آسان بود روزي به من گفتي ديگر نمي مانم گفتم كه مي ميرم گفتي كه مي دانم باور نمي كردم هرگز جدايي را آن آمدن با عشق اين بي وفايي را
یک لحظه دلم برای بیقراری هایت تنگ شد چهره پاک و معصومت را در کوچه باغ ذهنم به یاد آوردم دوباره آرام شدم دوباره جان گرفتم ولی باز دلتنگم ........ به او بگویید دوستش دارم به او که دلش به وسعت دریاست که قایق کوچک دل من در آن غرق شده است به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نور وشعرو ترانه بردوچشم هایم را به روی دنیایی پرلز زیبایی باز کرد به او بگویید دوستش دارم به او که گل همیشه بهار من است به او که قشنگترین بهانه برای بودن من است وبه او که عشق جاودانه من است ...... غم بیهم ز بانیم را به باد خواهم گفت وغم بی مهربانیت را .... چو صیادی بد اقبال به خانه باز گشتم چشمانم را بستم و برگشتم یادم نرفته خواهش خاموشت با چشمان خسته ز تنهایی. اگه می دونستی چقدر تنهام برام اشک می ریختی اما اگه می دونستی چقدر اشک میریزم هیچوقت تنهام نمی ذاشتی عشق گوش دادن نیست بلکه درک کردن است فراموش کردن نیست بلکه بخشیدن است دیدن نیست بلکه احساس کردن است جا زدن وکنار کشیدن نیست بلکه صبر کردن وادامه دادن است
سکوتم را به باران هدیه می کنم
تمام زندگی ام را گریه کردم نبود در فراقم شانه هایت به هر خاکی رسیدم تکیه کردم
دیشب خیال روی تو با من گفت که همین روز ها می ایی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 17:28 توسط tina |
|
|
تنهائي را دوست دارم چون بي وفا نيست
تنهائي را دوست دارم چون تجربه اش کرده ام تنهائي رادوست دارم چون عشق دروغين درآن نيست تنهائي را دوست دارم چون خدا هم تنهاست تنهائي رادوست دارم چون در خلوت وتنهائيم در انتظار اما از روزي که تو راديديم نوشتم...... از تنهائي بيزارم چون تنهائي ياد آور لحظات تلخ بي توبودنم است........... از تنهائی بيزارم زيرا فضاي غم گفته سكوتم تورا فرياد ميزند...... از تنهائي بيزارم چون به تو وابسته ام.................... از تنهائي بيزارم چون با تو بودن راتجربه کرده ام........... از تنهائي بيزارم چون خداوندهيچ انساني را تنها نيافريد از تنهائي بيزارم چون خداوند تو رابرايم فرستاد تا تنها نباشم........... از تنهائي بيزارم زيرا هر وقت تنهائي گريه كنم دستهاي از تنهائي بيزارم چون شيرين ترين لحظاتم باتوبودن است...... از تنهائي بيزارم چون مرداب مرده تنم با آفتاب نگاه تو جان ميگيرد از تنهائي بيزارم چون هنوز به قداست شانه هايت ايمان دارم از تنهائي بيزارم چون تمام واژه هاي شعرم با تو بودن را فرياد ميزند از تنهائي بيزارم چون هيچگاه تنهائي را درک نکردم پس بگذار با تو باشم...... تا هميشه ماندگار باشم............... با یاد اون چشات اون دستای توانات
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 14:2 توسط tina |
|
|
قرار نبود من نباشم کسی به جزخودم بیاد کلید قلبتو کسی عکستوهیچ کسی نداشت قرار نبود جز خودم کسی به جز خودم بیاد قرار نبود حتی تو خواب بدونه گریه کردی و به جز خودم قرار نبود بدون من کسی بیاد قرار نبود جای منو قرار نبود که بوسه هات قرار نبود تو رویاهات قرار نبود جز آسمون قرار نبود به جز خودم حتی تو اوج بی کسی قرار نبود من نباشم قرار نبود کسی بیاد قرار نبود بدون من قرار نبود بارون اومد قرار نبود مثل همه قرار نبود به جز خودم قرار نبود به جز خودم قرار نبود خاطره مون قرار نبود کسی بیاد با اون کسی که اومده خیلی چیزها قرار نبود قرار نبود برم ولی اون کسی که قرار گذاشت یا مثل من تا ته مرگ یا مثل تو یادش میره |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 13:19 توسط tina |
|
|
باران وای باران شيشه پنجره را باران شست از دل من اما چه كسي نقش تو را خواهد شست ؟ آسمان سربي رنگ من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ مي پرد مرغ نگاهم تا دور واي باران باران پر مرغان نگاهم را شست خواب روياي فراموشيهاست خواب را در يابيم كه در ّآن دولت خاموشيهاست من شكوفايي گلهاي اميدم را در رويا ها مي بينم و ندايي كه به من مي گويد ح گرچه شب تاريك است دل قوي دار سحر نزديك است دل من در دل شب خواب پروانه شدن مي بيند مهر در صبحدمان داس به دست خرمن خواب مرا مي چيند آسمانها آبي پر مرغان صداقت ابي ست ديده در آينه صبح تو را مي بيند از گريبان تو صبح صادق مي گشايد پرو بال تو گل سرخ مني تو گل ياسمني تو چنان شبنم پاك سحري نه از آن پاكتري تو بهاري نه بهاران از توست از تو مي گيرد وام هر بهار اين همه زيبايي را هوس باغ و بهارانم نيست اي همه باغ و بهارانم تو |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 20:1 توسط tina |
|
|
اگه کسي ديوونت بود عاشقش باش اگه کسي عاشقت بود دوستش داشته باش اگه کسي دوستت داشت بهش علاقه نشون بده اگه کسي بهت علاقه نشون داد فقط يه لبخند بهش بزن اينطوري اگه هميشه يه پله ازش عقب باشي اگه يه وقت خسته شدو خواست برگرده تازه مي شين مثل هم!!!! ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ يك بوسه زلبهاي تو در خواب گرفتم گويي كه گل از چشمه مهتاب گرفتم در بركه اشكم همه دم نقش تو ديدم اين هديه خوبيست كه در خواب گرفتم هرگز نتواني كه زمن دور بماني چون در دل خود عكس تو راقاب گرفتم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 12:22 توسط tina |
|
|
اگر می بینی که زنده ام ، نفس می کشم ، تنها به خاطر وجود تو است... اگر می بینی شادم ، خندانم ، با وجود اینکه اینهمه غصه در دل دارد ، تنها به امید بودن تو است.... اگر می بینی آرامم ، بی تابم ، سر به زیر ، ساکت و گوشه گیر ، فقط به خاطر عشقی است که از سوی تو در دلم نشسته است.... اگر دیدی گریانم ، خسته ام ، شکسته ام ، پریشانم ، بدان که بدجور دلم هوای تو را کرده است و دلم دیگر طاقت دوری تو را ندارد ! اگر دیدی نیستم ، نه صدایی و نه خبری از من نیست بدان که از عشق تو مرده ام آری از عشق تو مرده ام عزیزم.... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 12:27 توسط tina |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 11:7 توسط tina |
|
|
سلام به کسی که تو دلم درخشید من دیگه دوستت ندارم ببخشید عشق مثل پروانه که اگه محکم بگیریش میمیره و اگه رهایش کنی پرواز میکنه و میره یادم افتاد که یکی از دوستام میگفت :عشق مثل تپه ای که هر خری از ان بالا میره من امروز فهمیدم که راست میگفت نمی بخشمت بخاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی بخاطر تمام غم هایی که بر صورتم نشاندی نمی بخشمت به خاطر دلی که برایم شکستیبخاطر احساسی که برایم پرپر کردی نمی بخشمت به خاطر زخمی که بر وجودم نشاندی بخاطر نمکی که بر زخمم گذاردی و میبخشمت به خاطرعشقیکه بر قلبم حک کردی محبت از درخت اموزکه حتی سایه از هیزم شکن هم بر نمیدارد *************
افسوس .....ان زمان که باید دوست بداریم کوتاهی میکنیم ان زمان که دوستمان دارند لجبازی میکنیم و بعد برای انچه از دست دادهایم اه میکشیم ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ زندگی نکته ی مرموزی نیست غیر از تبدیل شب و روزی نیست تلخ وشیرینی که نامش عمر است راستی اش دهن سوزی نیست و حرف اخر معرفت دور گرانیست به هر کس ندهند پر طاووس قشنگ است به کرکس ندهند چاکر شما |
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم شهریور 1385ساعت 15:52 توسط tina |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 9:20 توسط tina |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 12:20 توسط tina |
|
|
دنیارا بد ساخته اند : کسی را که دوست داری تو را دوست نمیدارد
کسی که تو دوست داردتو دوستش نمی داری اما کسی که تو دوستش داری و اوهم تو را دوست دارد به رسم و ایین هرگز بهم نمیرسند زندگی یعنی این؟؟؟؟؟؟ ***************** عشق یعنی چه؟ من تازه از اخر عشق امدم یعنی شکستن غرور در مقابل یه ادم مغرور یعنی فریاد زدن همه ی احساس مقابل یک ادم بی احساس(چقدر سخته یعنی با تمام وجود خواستن و نرسیدن یعنی یک غروب غم انگیز یک پاییز برگ ریز اری عشق یعنی بی وفایی **************** نگو بار گران بودیم رفتیم نگونامهربان بودیم رفتیم اخه اینها دلیل محکمی نیست بگو با دیگران بودیم رفتیم ************* اموختم که دست دادن معنی رفاقت نیست بوسیدن قول ماندن نیست و عشق ورزیدن ضمانت تنها شدن نیست نیست ****** محبت یعنی: بر گذشته اشک ریختن .عشق را یاد اور شدن. دستهای باد را به گرمی فشردن اسمان را به خدا واگذار کردن یعنی: تپش قلب دو عاشق یعنی جان دادن ******* غرورت را به خاطر دل کسی که دوستش داری بشکن ولی هیچ وقت دل کسی را که دوستش داری به خاطر غرورت نشکن؟؟؟؟؟؟؟........ راستی یه روز هم دیگه رو تو جهنم میبینیم تو به جرم این که قلب منو دزدیدی من به جرم اینکه تو رو پرستیدم (چه کار بدی
زیر بارو ن همه چیز زیبا میشه طبیعت زیبا میشه گلها زیبا میشن خلاصه همه چیز زیبا میشه تو هم برو زیر بارون شاید فرجی بشه؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 12:19 توسط tina |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 20:6 توسط tina |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 19:56 توسط tina |
|
|
سلام به همه بر وبچ
اول از همه مبعث پیامبر را به همه تبریک میگم خوب حالا بریم سر اصل مطلب : انگار بعضی ها از وبلاگ من خوششون نمیاد چون هم از دخترا هم از پسرا بد گفتم نه مثل اونایی که بر ضد دخترا یا پسرا چیزایی گفتن(اون موقع به من میگن اغده ای خوب والا هر که بد ما به خلق گوید ما سینه ز او نمی خراشیم ما خوبی او به خلق گوییم تا هر دو دروغ گفته باشیم ********* خوب این از این حالا میخوام رشته های مخصوص اقایون رو بگم: ۱.مخ زدن دختر مودب در ۱۰ثانیه ۲.حمل ۱۰دختر سمج در۶۰ثانیه ۳.دوی استقامت در حیاط مدرسه دخترانه در۲ ثانیه ۴. رقابت با دختران در چونه زنی وپر حرفی و سنگین ترین و سخت ترین رشته که اغلب انصراف میدن ناز کشی دختر *******
میدونید بی اف مخفف چیه؟ پسر بدبخت فلک زده |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 19:54 توسط tina |
|
|
تفاوتهای کلیشهای میخوام امروز تفاوت تو با همه چیزا رو بگم میدونی فرق تو با راه چیه؟ راه رو باید بری تا به اخرش برسی اما تو خودت اخرشی ****** میدونی فرق تو با عزرائیل چیه؟ عزرائیل رو ببینم میمیرم تو رو نبینم میمیرم **** میدونید فرق تو با کفش چیه؟ کفش لنگه داره اما تو لنگه نداری ********** My always love all of my life for you **** I&you permant to love if you can so can i |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 21:56 توسط tina |
|
|
خوصوصیات دختر خانومای گل: . وقتی میشینن پای تلفن تا تلفن رو نسوزونن ول کن نیستن
. بیشتر دخترا یعنی40درصدشون همدیگر رو قبول ندارن (مثل پسرا) نه رو دررو پشت سر
. درصد خیلی کمی( بیشتر از کم )نسبت به هم حسود هستند
. دخترا به خوشگلیشون توجه میکنند (خوب واقعا خوشگل هستند). اعتماد به نفس پایینی دارن اما به جاش کلی صفات خوب دارن
اینم در مورد دخترای خوب مثل خودم راستی 9 نفر اول کنکور هم دختر بود من که کلی حال کردم وقتی شنیدم . بعضیاشون واقعا بی معرفتن (بیچاره پسرا |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 21:54 توسط tina |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
کسی که عاشق خودش باشد هیچ رقیبی نخواهد داشت؟(جدا)؟؟؟؟؟؟؟؟....
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 |
|
RSS
|